تبليغاتX
گاهی که ماه پیاده می رود

 

چه هنگام مرگ عرب را جار خواهندزد؟

یکم

 

از ان هنگام که کودک بودم

می کوشم

نقشه ی سرزمین ها را بکشم

سرزمین هایی که نامشان را 

-به چشم پوشی-

سرزمین های عرب می خواندند

....................................

می کوشم

نقشه ی سرزمین ها یی را بکشم

که مجلس های شورایشان

از یاسمن باشد

و مردمانشان

لطیف تر ازیاسمن هایشان.

کبوتر هایشان

روی سرم بخسبند

و گلدسته هایش

در چشم هایم گریه کنند.

می کوشم

 نقشه ی سرزمین هایی را بکشم

که دوستان شعرم باشند

نه انکه میان من و پندارهایم

خود را وارد کنند

وهم  انجا قرار گیرند.

 

شعر :نزار قبانی

پارسی کرده ی : سید مهرداد ضیایی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 2:27 قبل از ظهر توسط سید مهرداد ضیایی |

 

با انگشت

نقاشی میکنم

روی خاک اتاق

خطی روی خاک پنجره

خطی بر خاک کوبه

خطی ؛روی فنجان دومی.

 

 

بر خط نادیدنی پنجره

داسی دیدنی ست.

بر خط براق کوبه

دستی سرد

خانه را به مرگ

تعارف می کنم.

او را به لبه ی بی غبارفنجان

میهمان می کنم.

 

بر خاک تشنه ی مرگ

خطی سرید.

پنجره ، آینه شد

کوبه ؛مثل ستاره ها

و فنجان ....؛ نمک.

 

من ومرگ زنده ایم

من ومرگ ،تا ابد

من و مرگ ،

همیشه با هم.

 

 

 

 

سید مهرداد ضیایی

برای یک البالو روی یک درخت گیلاس

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 3:12 قبل از ظهر توسط سید مهرداد ضیایی |