هر وقت ، هوس چتر می کنم
باران ، نمی بارد
و در پیاده رو، خنده می ریزد.
هر وقت، هوس لبخند دارم
ابر ها ، کسل می شوند
ـ نه اهل خشم،
نه دوست شور -
هر وقت ،خیال استراحت دارم
بیل گور کن ها
در زمین ریشه میکند
ومرده شور ها
هوس باغبا ن شدن میکنند
- به جای هر بوته ی کافور
هفت گردوی هزار ساله -
هر وقت کسی
کنار تنم که گاهی
گم میشودو گور میخرد
هیجان عروق را
زیر ذره بین میبرد
می فهمم
در سرسرای تشریح
زنده زنده هنوز
چیز دیگری میخواهم
گاهی از قصد
پارچه ای که مرا می پوشاند
از چشم حوا و شیطان ، کنار میزند.