تبليغاتX
گاهی که ماه پیاده می رود - اگر مرگ

 

 

سرانجام ، نام مرگ،

 نام خانوادگی من خواهد شد

و من در هر عکس

اب را که بنوشم

خواهم مرد

به سلامتی انکه در رو به رو نیست

یا سلامتی انکه سرانجام

از رو به رو خواهد رفت .

پشت به مردن های من

که اب را جرعه جرعه مینوشد

در اطوار عکس

تا نقطه ی اخر جمله ها بشود .

اب را که بنوشم

جرعه جرعه کوتاه میشوم از لبهای خودم

که بی لبهای تو

بیهوده به هم خشک می شود

چه این کاسه دریا باشد

چه این کاسه ی پنج انگشتی

به دریا ، قناعت کند .

یا از لبه ی لبه های لب گیرش

آهسته نقش را کم رنگ  کند.

سر انجام

به مرگ خاهم گفت : به سلامتی شما .

اگر  ،جرعه جرعه نوشیده شوم

سرانجام

با مرگ ،زنده میشوم .

جرعه جرعه

اگر پیش از مرگ

خمیده شوم،

غرق شوم،

روی هر برگ

 خابیده روی هرنهر

همیشه ، لاجرعه

مثل افتاب ،از هررود

هزار باره رد شوم. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:55 قبل از ظهر توسط سید مهرداد ضیایی |