سرانجام ، نام مرگ،
نام خانوادگی من خواهد شد
و من در هر عکس
اب را که بنوشم
خواهم مرد
به سلامتی انکه در رو به رو نیست
یا سلامتی انکه سرانجام
از رو به رو خواهد رفت .
پشت به مردن های من
که اب را جرعه جرعه مینوشد
در اطوار عکس
تا نقطه ی اخر جمله ها بشود .
اب را که بنوشم
جرعه جرعه کوتاه میشوم از لبهای خودم
که بی لبهای تو
بیهوده به هم خشک می شود
چه این کاسه دریا باشد
چه این کاسه ی پنج انگشتی
به دریا ، قناعت کند .
یا از لبه ی لبه های لب گیرش
آهسته نقش را کم رنگ کند.
سر انجام
به مرگ خاهم گفت : به سلامتی شما .
اگر ،جرعه جرعه نوشیده شوم
سرانجام
با مرگ ،زنده میشوم .
جرعه جرعه
اگر پیش از مرگ
خمیده شوم،
غرق شوم،
روی هر برگ
خابیده روی هرنهر
همیشه ، لاجرعه
مثل افتاب ،از هررود
هزار باره رد شوم.